03 تیر, 1398

جنگ می‌شود یا نمی‌شود؟

 موضوع روابط ایران و آمریکا همواره مبحث مبهمی در میان جامعه ایرانی به ویژه میان اهل سنت بوده، این موضوع هر چند مدت یکبار با افزایش تنش میان ایران و آمریکا در میان مردم بر سر زبان های می افتد و در این مورد تفسیرها و تحلیل های مختلفی شنیده می شود

و کمتر ایرانی را می توانید که نظر و تحلیلی در این مورد نداشته باشد.

برخی ها معتقدند ایران و آمریکا دوستان پشت و پرده و دشمنان ظاهری بوده و برخی هم می گویند این دو کشور دشمنان قسم خورده همدیگر هستند اما این دو نظریه تا چه حد با حقیقت مطابقت دارد؟

پیش از بررسی این مسئله باید دانست که چرا این مسئله برای اهل سنت دارای اهمیت است؟

جریان های اسلامی و جهادی در چند دهه اخیر با دشمن ها و موانع زیادی روبرو بوده اند و بر کسی پوشیده نیست که آمریکا و ایران دو مانع اصلی در مسیرحرکت جریان های اسلامی بوده اند؛ آمریکا به عنوان مهم ترین دشمن جهانی و ایران به عنوان دشمن منطقه ای.

یکی از مهم ترین عوامل موفقیت در کارزار سیاست داشتن شناختِ صحیح از دشمنان است چرا که بدون آگاهی از اهداف، سياستها، راهبردها، ایدئولوژی و توان دشمن نمی توان به مقابله و تعامل صحیح با او پرداخت.

بر همین اساس داشتن دیدی واضح از روابط میان آمریکا و ایران، درک درستی از رویدادها و حوادث منطقه به ما داده و ما را در پیمودن مسیرمان کمک خواهد کرد.

اکنون به بررسی مسئله حقیقت روابط ایران و آمریکا برگردیم.

ابتدا باید دانست که آمریکا پس از سقوط شوروی خود را سلطان و ابرقدرت جهان می داند و از طریق نظم نوین جهانی که خود را کدخدای آن می داند سعی دارد سیاست دیگر کشورها را در راستای منافع خود قرار دهد و بر همین اساس در روابط خود با کشورهای دیگر سیاست های مشخصی را اتخاذ کرده است. آمریکا با هیچ کشور و گروهی مشکلی ندارد مادامی که امنیت شهروندان آمریکا و اقتصادش و نظم نوین جهانی که خود موسس آن است را به خطر نیندازد.

و نظم نوین جهانی بر این پایه استوار است که سیادت آمریکا بر جهان حفظ شود و کسی برنامه ای مستقل و برهم زننده این نظم را نداشته باشد. بنابراین هر حکومتی با هر ایدئولوژی و سیستمی اگر در این دو مسئله در راستای منافع آمریکا حرکت کند، آمریکا با او مشکلی نخواهد داشت.

اما ایران چطور؟

ایران نیز حکومتی ایدئولوژیک بوده و دارای اهدافی همچون سیطره بر جهان اسلام، ایجاد هلال شیعی، ترویج شیعه گری و ... است و همچنین دارای تاریخی کهن بوده و در سَودای بازگرداندن امپراطوری فارس می باشد.

اکنون به جنبه های مختلف روابط و تعامل این دو کشور با هم می پردازیم، ابتدا از زاویه ای نگاه می کنیم که حکومت ایران در راستای منافع آمریکا حرکت کرده و آمریکا خواهان ادامه این جنبه از فعالیت های ایران است.

ایران در منطقه خاورمیانه قرار گرفته است، خاورمیانه به دلیل موقعیت جغرافیایی و قرار گرفتن در میان سه قاره مهم جهان و همچنین به دلیل منابع زیرزمینی آن از مهم ترین مناطقی می باشد که مورد توجه آمریکا است.

 

اکثر کشورهای خاورمیانه پس از فروپاشی شوروی در بلوک غرب قرار گرفتند و تنش های میان آن ها کاهش یافت و این مسئله علی رغم ظاهر آن در طولانی مدت به نفع آمریکا نبود زیرا آمریکا این واهمه را داشت که این کشورها اگر احساس خطر و وجود دشمن نکنند ممکن است رو به استقلال پیش بروند و آمریکا نخواهد توانست همچون گذشته بر اموال و منابع زیرزمینی آنها سیطره داشته باشد، به همین خاطر انقلاب 57 ایران در منطقه توازن مورد نظر آمریکا را ایجاد کرد و مسیر خاورمیانه را از رفتن به سوی یک قطبی شدن تغییر داد.

وجود ایران در منطقه و برنامه های توسعه طلبانه اش کشورهای دیگر را دچار ترس می کند، ترسی که آمریکا خواهان آن است و با استفاده از آن کشورهای منطقه را بیش از پیش به خود وابسته کرده و اموال و منابع آنها را اشغال می کند و این موضوع را ترامپ بارها علنا در سخنان خود اعلام کرده و گفته است که این کشورها (به ویژه عربستان) باید در قبال دفاعی که از آنها انجام می دهیم بیشتر به ما پول بپردازند.

 

و از سوی دیگر ایران کار آمریکا را در مقابله با حرکت های جهادی و عزت طلبانه اهل سنت آسان کرده است. موضوع قدرت گرفتن دوباره اسلامگراها در جهان موضوعی است که آمریکا پس از سقوط شوروی بیشترین ترس را از آن دارد و به همین خاطر در برابر هر حرکت اسلامی و شریعت خواه در جهان اسلام به شدت ایستاده و در صدد از بین رفتن آن بوده است و در این راه خسارت مالی و جانی بسیار زیادی را متقبل شده است. خسارت هایی که خواهان تکرار آن نیست.

 

یکی از مهم ترین میادینی که حرکت های اهل سنت به طور قدرتمندی وارد شدند دو کشور عراق و سوریه بود و آمریکا به دلیل تجربه های تلخ گذشته اش در افغانستان، عراق، سومالی، یمن و ... نمی خواست بار دیگر به تنهایی به صورت زمینی در آنجا حضور یابد و به مبارزه با جهادی های اهل سنت بپردازد، اما در این میان کشوری وجود داشت که حاضر بود بدون هیچ توقعی از آمریکا به مبارزه با حرکت های جهادی اهل سنت بپردازد و این کشور ایران بود، و اکنون پس از سال ها از جنگ عراق و سوریه می بینیم که آمریکا به دلیل حضور ایران در سوریه و عراق هزینه های جانی زیادی را متقبل نشد، بلکه این ایران بود که با هزاران کشته با حرکت های جهادی مقابله کرد و همکاری ایران و آمریکا را خصوصا در جنگ موصل بر علیه تنظیم دوله مشاهده کردیم، به طوری که آمریکا از طریق هوایی شبه نظامیان وابسته به ایران را به صورت هماهنگ شده پشتیبانی می کرد.

این بخش ازفعالیت های ایران در راستای منافع آمریکا قرار دارد، اما با وجود آن آمریکا به هیچ وجه خواهان غلبه کامل ایران بر منطقه نیست، بلکه خواهان برقراری توازن قوا و باقی ماندن تنش ها میان ایران و کشورهای منطقه است.

 

اما ایران هم اکنون در عراق، سوریه، یمن و حتی کشورهای آفریقایی و ... نفوذ نظامی و سیاسی قدرتمندی پیدا کرده است و این قضیه آمریکا را نگران کرده و هم اکنون خواهان آن است که با فشار بر ایران او را مقداری تضعیف کند و در خلال این روند ضعیف سازی ایران هم تا می خواهد حکومت های عربی مثل عربستان و امارات و ... را بدوشد (اصطلاحی که خود ترامپ در مورد عربستان سعودی به کار برد).

 

اما آیا آمریکا خواهان جنگ با ایران است؟

به هیچ وجه. بلکه آمریکا تا جایی که بتواند از طریق فشار اقتصادی، سیاسی، تهدید نظامی و ... ایران را مجبور به عقب نشینی از خواسته های توسعه طلبانه اش خواهد کرد و هر دو کشور تمام احتیاط خود را خواهند کرد که این تنش ها به جنگ کشیده نشود چرا که جنگ و نتایج آن به نفع هیچ کدام از دو طرف نخواهد بود.

 

خامنه ای نیز در سخنرانی 25 اردیبهشت خود گفت:  "این رویارویی، نظامی نیست؛ چون بنا نیست جنگی انجام بگیرد. نه ما دنبال جنگ هستیم، نه آنها؛ که می‌دانند که به نفعشان نیست"

این سخن خامنه ای یعنی به هیچ وجه اجازه نخواهیم داد که کار به جنگ بکشد، چرا که خامنه ای و سران ایران به توان نظامی خود آگاه هستند و می دانند که در این جنگ اگر چه ایران موفق به خسارت زدن به آمریکا شود اما هیچگاه خسارت آمریکا به اندازه خسارتمندی ایران نخواهد بود و به دلیل نارضایتی داخلی ممکن است جنگ خارجی منجر به از بین رفتن کامل حکومت گردد امری که خط قرمز خامنه ای محسوب می شود، چرا که حفظ حکومت اصل و اساس خواهد بود حتی اگر تمام عقاید و ایدئولوژی زیر پا گذاشته شود. (خمینی موسس حکومت ولایت فقیه نیز بارها گفته بود که حفظ نظام از اوجب واجبات است و به خاطر حفظ نظام می توان هر عبادتی همچون نماز وحج را نیز تعطیل کرد.)

البته جنگ ها گاهی بدون خواست طرفین شروع می شود و این امر ممکن است میان ایران و آمریکا نیز رخ دهد چرا که ایران دارای نیروها و شبه نظامیان زیادی در منطقه است که برخی از آنها (بخش کوچکی از آنها) به حقانیت دروغین خود باور دارند و ممکن است برای تعجیل در فرج امام زمانشان با آتش گشودن بر روی پایگاه ها و نیروهای آمریکا منجر به آغاز جنگ شوند، از سوی دیگر نیز ممکن است آمریکا با بمباران محدود چند مرکز مهم قصد قدرت نمایی داشته باشد، اما ادامه پیدا کردن و بزرگ شدن جنگ بعید به نظر می رسد چرا که سران حکومت ایران برای بقای حکومت خود به هر گونه تنازل و تسلیمی راضی خواهند شد اما تا موقعی که بقای حکومت خود را در خطر نبینند بر خواسته های خود باقی خواهند ماند و آمریکا نیز خواهان از بین بردن حکومت ایران نیست چون سقوط حکومت ایدئولوژیک ایران برخلاف منافع او می باشد.

 

آیا جنگ میان ایران و آمریکا به نفع حرکت های اهل سنت منطقه خواهد بود؟

اگر بر خلاف تحلیل بنده جنگ میان ایران و آمریکا آغاز شود این جنگ قطعا به نفع جماعت های جهادی اهل سنت خواهد بود چرا که دو دشمن بزرگ مجاهدان به هم دیگر مشغول خواهند شد و در صورت سقوط حکومت ایران یکی از موانع بزرگ پیش روی مجاهدان از بین خواهد رفت و سقوط ایران تحول بزرگی را در منطقه ایجاد خواهد کرد تحولی که بدون شک مجاهدان یکی از کسانی خواهند بود که از آن نفع خواهند برد.

نویسنده: یوسف اسلام پناه

این مورد را ارزیابی کنید
(0 رای‌ها)
آخرین ویرایش در دوشنبه, 30 ارديبهشت 1398 18:46
  1. نظرات (1)

  2. اضافه کنید

نظرات (1)

This comment was minimized by the moderator on the site

در صورت وقوع جنگ بین دو کشور این ایران است که پیروز خواهد شد
تشکیل حکومت وهابی آرزویی بیش نیست و نابودی اهل کفر حتمی است

هنوز نظری ارسال نشده است

  1. بهتر است نام و نظر خود را فارسی تایپ کنید ( برای انتشار سریع نظر یا افزودن فایل پیوست، باید وارد حساب کاربری خود شوید )
پیوست (0 / 3)
انتشار موقعیت
تمام حقوق مادی و معنوی برای تمکین محفوظ است